تبلیغات
نسیم جمکران - مطالب اجتماعی
 

 


<-BlogDescription->

جمع آوری مسکوکات رومی و ضرب سکه های تماماً اسلامی
نسیم جمکران / دستور ضرب اولین سکه های اسلامی

آیا میدانستید دستور جمع آوری مسکوکات رومی و ضرب سکه های تماماً اسلامی برای اولین بار توسط حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) به عبد الملک داده شد؟
در پی این طرح امت اسلام که تا به آن روز محتاج سکه های رومی بودند از این کار بی نیاز شدند و کالاهای خود را با مسکوکات منقّش به کلمات و جملات اسلامی مبادله می کردند.

در سده ى اول هجرى صنعت كاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز كه كاغذ مى ساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان «اب و ابن و روح »بر آن مى زدند،«عبد الملك اموى »مرد زیركى بود،كاغذى از این گونه را دید و در مارك آن دقیق شد و فرمان داد آن را براى او به عربى ترجمه كنند،و چون معناى آن را دریافت خشمگین شد كه چرا در مصر كه كشورى اسلامى است باید مصنوعات چنین نشانى داشته باشد،بى درنگ به فرماندار مصر نوشت كه از آن پس بر كاغذها شعار توحید-شهد الله انه لا اله الا هو-بنویسند و نیز به فرمانداران سایر ایالات اسلامى نیز فرمان داد كاغذهایى را كه نشان مشركانه ى مسیحیت دارد از بین ببرند و از كاغذهاى جدید استفاده كنند.
كاغذهاى جدید با نشان توحید اسلامى رواج یافت و به شهرهاى روم نیز رسید و خبر به قیصر بردند و او در نامه یى به «عبد الملك »نوشت:
صنعت كاغذ هماره با نشان رومى مى بود و اگر كار تو درمنع آن درست است پس خلفاى گذشته ى اسلام خطا كار بوده اند و اگر آنان به راه درست رفته اند پس تو در خطا هستى (25) ، من همراه این نامه براى تو هدیه اى لایق فرستادم و دوست دارم كه اجناس نشان دار را به حال سابق واگذارى و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزارى ما خواهد بود.عبد الملك هدیه را نپذیرفت و به قاصد قیصر گفت:این نامه پاسخى ندارد.
قیصر دیگر بار هدیه اى دو چندان دفعه ى پیش براى او گسیل داشت و نوشت:
گمان مى كنم چون هدیه را ناچیز دانستى نپذیرفتى،اینك دو برابر فرستادم و مایلم هدیه را همراه با خواسته ى قبلى من بپذیرى.عبد الملك باز هدیه را رد كرد و نامه را نیز بى جواب گذاشت.
قیصر این بار به عبد الملك نوشت:دو بار هدیه ى مرا رد كردى و خواسته مرا بر نیاوردى براى سوم بار هدیه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسیح اگر اجناس نشان دار را به حال پیش برنگردانى فرمان مى دهم تا زر و سیم را با دشنام به پیامبر اسلام سكه بزنند و تو مى دانى كه ضرب سكه ویژه ى ما رومیان است،آنگاه چون سكه ها را با دشنام به پیامبرتان ببینى عرق شرم بر پیشانیت مى نشیند،پس همان بهتر كه هدیه را بپذیرى و خواسته ى ما را بر آورى تا روابط دوستانه مان چون گذشته پا بر جا بماند.
عبد الملك در پاسخ بیچاره ماند و گفت فكر مى كنم كه ننگین ترین مولودى كه در اسلام زاده شده من باشم كه سبب این كار شدم كه به رسول خدا (ص) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولى هیچكس نتوانست چاره اى بیندیشد،یكى از حاضران گفت:تو خود راه چاره را مى دانى اما به عمد آن را وا مى گذارى!
عبد الملك گفت:واى بر تو،چاره اى كه من مى دانم كدامست؟
گفت:باید از«باقر»اهل بیت چاره ى این مشكل را بجویى.
عبد الملك گفتار او را تصدیق كرد و به فرماندار مدینه نوشت «امام باقر» (ع) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده ى قیصر را در شام نگهداشت تا امام علیه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض كردند،فرمود:
تهدید قیصر در مورد پیامبر (ص) عملى نخواهد شد و خداوند این كار را بر او ممكن نخواهد ساخت و راه چاره نیز آسان است،هم اكنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سكه بپردازند و بر یك رو سوره ى توحید و بر روى دیگر نام پیامبر (ص) را نقش كنند و بدین ترتیب از مسكوكات رومى بى نیاز مى شویم.و توضیحاتى نیز در مورد وزن سكه ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سكه هفت مثقال باشد (26) و نیزفرمود نام شهرى كه در آن سكه مى زنند و تاریخ سال ضرب را هم بر سكه ها درج كنند.
عبد الملك دستور امام را عملى ساخت و به همه ى شهرهاى اسلامى نوشت كه معاملات باید با سكه هاى جدید انجام شود و هر كس از سابق سكه اى دارد تحویل دهد و سكه ى اسلامى دریافت دارد،آنگاه فرستاده ى قیصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.
قیصر را از ماجرا خبر دادند و درباریان از او خواستند تا تهدید خود را عملى سازد،قیصر گفت: من خواستم عبد الملك را به خشم آورم و اینك این كار بیهوده است چون در بلاد اسلام دیگر با پول رومى معامله نمى كنند (27) .
__________________________________________________
24- برخى از دانشمندان این موضوع را به امام سجاد علیه السلام نسبت داده اند و برخى دیگر گفته اند امام باقر (ع) به دستور امام سجاد علیه السلام این پیشنهاد را كرده است.براى اطلاع بیشتر به كتاب العقد المنیر ج 1 مراجعه شود
25- قیصر با این مقدمه مى خواست تعصب عبد الملك را بر انگیزد تا براى تصویب كار خلفاى گذشته از منع كاغذ رومى دست باز دارد.
26- امام علیه السلام فرمود:سه نوع سكه ضرب شود،نوع اول هر درهم یك مثقال و ده درهم آن 10 مثقال،و نوع دوم هر ده درهم 6 مثقال و نوع سوم هر ده درهم 5 مثقال باشد بدین ترتیب هر سى درهم از سه نوع 21 مثقال مى شد و این برابر با سكه هاى رومى بود و مسلمانان موظف بودند سى درهم رومى كه 21 مثقال بود بیاورند و سى درهم جدید بگیرند.
27- «المحاسن و المساوى بیهقى »ج 2 ص 232- 236 چاپ مصر- «حیوة الحیوان دمیرى »چاپ سنگى ص 24با اختصار و نقل به معنى در پاره اى از جملات.
توجه:در این داستان خواندیم كه سكه هاى اسلامى در زمان امام باقر (ع) به صلاح دید آن بزرگوار ساخته و رائج شده است و این مطلب با آنچه در برخى از كتابها آمده است كه در زمان حضرت على (ع) در بصره به دستور آن حضرت سكه هاى اسلامى زده شده و آن حضرت پایه گذار آن بوده منافاتى ندارد زیرا منظور این است كه آغاز سكه زدن در زمان حضرت على علیه السلام بوده و تكمیل و شیوع آن در زمان امام باقر علیه السلام انجام شده است براى اطلاع بیشتر به كتاب غایة التعدیل مرحوم سردار كابلى ص 16 مراجعه شود.



::
:: مرتبط با: مذهبی , اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: سکه , سکه اسلامی , مسکوکات اسلامی , ضرب سکه اسلامی , خدمات امام محمد باقر , سکه های رومی , بازار مسلمانان , عبد الملک , قیصر , روم ,
نویسنده : نسیم جمکران
تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392
رهبرانقلاب در مراسم دانش آموختگی ارتش
آیا می توان نماز جمعه را در روز شنبه خواند؟!
به گزارش «شیعه نیوز» با دستور ملک عبدالله ، پادشاه عربستان تعطیلات این کشور از پنجشنبه و جمعه، به تقلید از یهودیت به جمعه و شنبه تغییر یافت، پس ازاین تصمیم به تازگی حکم جدیدی از سوی وزارت اوقاف و امور دینی سعودی صادر شده که تا حدی گمراهی و جهل پیروان وهابیت را در این کشور به تصویر می کشد.

متن این حکم به شرح زیر است:
پس از طرح سوال های پی در پی هموطنان مبنی بر اینکه آیا (پس ازاین) نماز جمعه در روز شنبه برگزار می شود به اطلاع همه می رساند نماز جمعه در همان روز جمعه برگزار می شود.بعد از تغییر تعطیلات هفتگی از پنج شنبه و جمعه، به جمعه و شنبه، لازم آمد این امر گوشزد شود.

وزارت اوقاف و امور دینی سعودی
صالح بن عبدالعزیز آل شیخ

نسیم جمکران / آیا می توان نماز جمعه را در روز شنبه خواند؟!


::
:: مرتبط با: فرهنگی , اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: نماز جمعه , تعطیلات رسمی عربستان , ملک عبدالله , پادشاه عربستان , صالح بن عبد العزیز , تعطیلات هفتگی , نماز جمعه در شنبه ,
نویسنده : نسیم جمکران
تاریخ : شنبه 8 تیر 1392
پوستر بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌
نویسنده : نسیم جمکران
تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1392
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌
در آستانه‌ی سالروز حادثه هفتم تیر و روز قوه قضائیه
نسیم جمکران / بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌
بسماللهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میكنم و تبریك عرض میكنم به همهى شما برادران و خواهران. امیدوارم خداوند متعال به بركت این ماه شریف و مولود عظیمالشأن این روزها، حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه)، همهى شما را و همهى ملت ایران را مشمول تفضلات خود و رحمت خود و هدایت خود قرار دهد.

مناسبت هفتم تیر، مناسبت برجسته و مهمى است. اگرچه در این ایام به تناسب از قوهى قضائیه تجلیل میشود و زحمات و تلاشهاى عزیزان این قوه در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد - كه كار بجا و مناسبى است - لیكن حادثهى هفتم تیر حادثهاى است كه به سرنوشت انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ارتباط دارد، و این حادثه براى جمهورى اسلامى سرنوشتساز بود. اگرچه شهداى این حادثه جزو بهترین و برجستهترین عناصر نظام جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى بودند و یاد آنها هرگز فراموش نخواهد شد - بخصوص شخصیت برجسته و نورانىِ مرحوم آیةالله بهشتى (رضوان اللهتعالى علیه) و دیگر شهدا - لیكن با این همه، در این حادثه، چهرهى نفاق در كشور آشكار شد؛ پشت سر عناصر نفاق هم عناصر استكبار خودشان را نشان دادند. براى یك نظام نوپا، روشن شدن چهرهى دشمنان، چیز كوچكى نیست. منافقینى كه خودشان را پیرو خدا و پیغمبر و اسلام و نهجالبلاغه معرفى میكردند، با این حادثه، خود را مفتضح كردند؛ نشان دادند كه چقدر با اركان نظام اسلامى، با چهرههاى موجّه، شخصیتهاى برجسته، علماى بزرگ، خدمتگزاران صادق و كارآمد، اینها دشمنند، مخالفند؛ چهرهى اینها روشن شد. اگر حوادث معدودى از قبیل هفتم تیر اتفاق نمىافتاد و این سرمایهها از دست ملت ایران نمیرفت، یقیناً ملت عزیز ایران نمیتوانست چهرهى منافقین را اینجور آشكار تشخیص دهد؛ باز آنها میتوانستند نفوذ كنند - «و لاوضعوا خلالكم»(۱) - میتوانستند خودشان را موجّه جلوه دهند. این حادثه، افشاگر واقعیت پلید منافقین شد. دشمنان اساسى و اصلى اسلام، یعنى استكبار و صهیونیستها از اینها حمایت كردند؛ پس چهرهى آنها هم آشكار شد. درست است كه این حادثه سرمایههائى را از ما گرفت، اما این شهادتها، این خونهاى بناحقریخته، براى ملت ایران دستاوردهاى بزرگى هم با خود آورد، مثل همهى شهادتها؛ شهادت اینجور است. كشته شدن در راه خدا، ریختن خون مظلومان در راه خدا، این اثر قهرى و طبیعى را دارد كه با خود دستاوردهائى را به امت اسلامى، به ملتهاى مسلمان، به تاریخ اسلام تقدیم میكند. ما یاد این شهیدان را هرگز فراموش نخواهیم كرد، یاد این حادثه را فراموش نخواهیم كرد. ارزش فداكارانى كه در آن مجمع براى خدا اجتماع كرده بودند و مورد این تهاجم ظالمانه و وحشیانه قرار گرفتند، پیش خداى متعال و پیش ملت ایران محفوظ است.

 دربارهى قوهى قضائیه چند جملهاى عرض كنیم: اولاً تشكر میكنیم از رئیس محترم قوه. بیانات امروز ایشان بیانات وافى و بسیار مفیدى بود، روشنگر بود. پشت سر این بیانات هم اقدامات و تلاشهاى ارزندهاى است؛ كه هم از ایشان، هم از مسئولان بالاى قوه، هم از آحاد كاركنان و قضات محترم و كاركنان قضائى و غیرقضائى در قوه باید حقیقتاً تشكر كنیم. آنچه كه انجام گرفته است، بسیار باارزش است و در جهت كارآمدى قوهى قضائیه است.

 آنچه كه من عرض میكنم، این است كه در قوهى قضائیه دو هدف اعلى را باید همیشه در نظر داشت؛ همهى كارها باید در جهت این دو هدف اعلى انجام بگیرد؛ كه اگر این دو هدف تحقق پیدا كرد، آن وقت محصول آن را جامعهى اسلامى خواهد چشید. آن دو هدف، یكى عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدى قوه. همهى تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعهى كاملاً كارآمد و كاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به بركت حضور قوهى قضائیه. این براى یك كشور، براى یك جامعه لازم است. این همه تأكیدى كه در اسلام، در متون اسلامى، در قرآن كریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، براى همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند؛ هر مظلومى احساس كند كه میتواند خود را به ساحل امن قوهى قضائیه برساند و جلوى ظلم گرفته شود. این لازم است.

 همین طور كه من بارها عرض كردهام و رئیس محترم قوه هم الان اشاره كردند، خروجىها را باید دائماً مراقبت كرد، پیشرفت كارها را باید مراقبت كرد. همهى این كارهائى كه ذكر شده است، لازم است، و لازم بوده است. نتیجه آن وقتى حاصل خواهد شد كه این كارها با دقت دنبال شود، پیگیرى شود، قدم به قدم رعایت و مراقبت شود، تا اینكه بتوانیم به آن نتیجهى مطلوب برسیم. اگر این شد، انشاءالله قوهى قضائیه همان چیزى خواهد شد كه اسلام و قرآن براى این قوه و براى این مجموعهى كارآمد در جامعه خواسته و اراده كرده است.

 البته خلأهائى وجود دارد. درست است این كه فرمودند با این همه اقدامات، با این همه تلاشهاى مثبت، هنوز فاصله وجود دارد بین آنچه كه مطلوب مسئولان قوه است و مقصود اسلام و قوانین اسلامى است، با آنچه كه در واقعیت وجود دارد. گفتنش آسان است، لیكن واقعاً كار دشوارى است؛ پیمودن این راهها و قدم به قدم صیانت كردن از این خصوصیات، واقعاً كار دشوارى است؛ لیكن از خداى متعال باید كمك خواست. این فاصله باید طى شود. البته توقع نداریم كه در عرض دو سال و پنج سال این فاصلهها طى شود، لیكن باید در جهت پر كردن خلأها حركت ادامه پیدا كند. این عرض ما است. همهى مسئولان قوهى قضائیه در سطوح مختلف، خودشان را واقعاً موظف كنند به این كه قوه را به این دو خصوصیت - یعنى خصوصیت سلامت، و خصوصیت كارآمدى - برسانند. البته خلأها براى آقایان محترم و مسئولان قوه روشن است؛ هم در گزارشهائى كه داده میشود، نشان داده میشود كه خلأها را میشناسند، هم در مذاكراتى كه انجام میگیرد، انسان احساس میكند كه این خلأها براى مسئولان قوه شناختهشده است. گاهى نكاتى هم به نظر ما میرسد، كه به رئیس محترم قوه و به بعضى مسئولان قوه عرض میكنیم، اینها را تذكر میدهیم. به هر حال خلأها روشن است. در جهت پر كردن این خلأها باید همت گماشت، نباید مأیوس شد؛ باید كار را همچنان پیش برد و روزبهروز قوهى قضائیه را بهتر و شكوفاتر كرد.

 البته اینجا یك نكتهاى وجود دارد و آن این است كه پیشرفت كار و رسیدن به هدف، با پیمودن برنامهها میسر است؛ با برنامهریزى امكان پیدا میكند. خوشبختانه برنامهى سوم تصویب شده است، ابلاغ شده است؛ در دست و بال قوهى قضائیه، در مجموعهى قوهى قضائیه، با این تفصیلى كه گفتند - این بخشنامهها و آئیننامههاى گوناگون - این برنامه در حال پیشرفت كردن است. هیچ اغماضى در حركت در جهت برنامه نباید صورت بگیرد؛ اگر این شد، انشاءالله روزبهروز وضع قوه بهتر خواهد شد.

 من از این فرصت استفاده كنم، تشكر كنم از ملت بزرگ و بصیر و هوشمندمان در زمینهى این كار بزرگى كه در این فصل مهم انجام دادند؛ یعنى مسئلهى انتخابات. نمیشود ما این مسئلهى مهم و اساسى را از دائرهى تحلیل و تذكر و توجه خارج كنیم؛ حادثهاى كه از یك سال قبل تقریباً، مخالفان جمهورى اسلامى، دشمنان جمهورى اسلامى، دربارهى آن حادثه داشتند برنامهریزى منفى میكردند؛ پولها خرج كردند، فكرها كردند، فریادها كشیدند، كارهاى گوناگون انجام دادند، فشارها وارد كردند، براى اینكه این حادثه را به آن صورتى كه خودشان میخواستند، دربیاورند؛ یا انتخابات اتفاق نیفتد، یا انتخابات با اقبال كم مردم، با بىاعتنائى مردم مواجه شود؛ یا اینكه حتّى بعد از انتخابات بهانههائى به وجود بیاید كه بتوانند مقاصد شوم خودشان را در كشور اعمال كنند؛ براى همهى اینها برنامهریزى كرده بودند. اینها همهاش خبرهاى پنهان نیست، اطلاعات ویژه و پنهان نیست؛ خیلى از آنها اطلاعات آشكار است. هر كسى رفتارهاى جبههى دشمن جمهورى اسلامى را در این حدود یك سال دیده باشد، دنبال كرده باشد، یا شنیده باشد، میفهمد كه اینها چه برنامهریزىاى كرده بودند.

 خب، آنچه كه اتفاق افتاد، صد و هشتاد درجه عكس آن چیزى بود كه آنها میخواستند. این چیز كمى است؟ این حادثهى كوچكى است كه ماستمالى كنند، با تحلیلهاى آبكى از روى قضیه بگذرند؟ نخیر، ملت ایران عظمتى را از خود ساطع كرد؛ ملت ایران كار بزرگ و كارستانى انجام داد؛ در عرصهى مواجهه و مقابله و خصومت و كینهورزى دشمنان بینالمللى، از خود مهارت نشان داد. چرا این را پنهان كنند؟ چرا این را بارها تكرار نكنیم؟

 چند نكتهى اساسى در این انتخابات بود. البته نكات فراوانى است، اما من دو سه نكته را عرض میكنم: یكى همین حضور مردم است. از مدتها قبل شبههپراكنى كردند، تردیدآفرینى كردند؛ دربارهى صحت انتخابات، دربارهى مجریان و ناظران انتخابات هى گفتند، براى اینكه مردم را دلسرد كنند، تردید ایجاد كنند، كه منجر بشود به نیامدن مردم پاى صندوقهاى رأى؛ اما مردم درست عكس عمل كردند. جورى شد كه خود دستگاههاى تبلیغاتى دشمن هم نتوانستند انكار كنند، ندیده بگیرند. روزى كه انتخابات بود، در همان اوان انتخابات، رسانههاى دشمن گفتند كه اجتماع مردم زیاد است، پرشور است، همه آمدهاند، از صبح آمدهاند. این خیلى پدیدهى مهمى بود. پس مسئلهى اول، همین حضور مردم بود، كه یك معناى مهمى داشت.

 معناى حضور مردم این بود كه به سرنوشت كشور علاقهمندند؛ به نظام جمهورى اسلامى، كه این انتخابات جزو اركان و متون آن است، علاقهمندند؛ به دستگاههاى برگزاركنندهى انتخابات - چه مجرى، چه ناظر - اعتماد دارند و امیدوار به حركت مستمرِ پیشروندهى كشورند. این مسئلهى اعتماد، نكتهى بسیار مهمى است. در كنار هوشمندى مردم، بصیرت مردم در این حضور، اعتماد عمومى هم نكتهى بسیار مهمى است. جالب اینجا است كه ما به مردم عزیزمان عرض كردیم كه خب مردم نظامشان را دوست میدارند، مىآیند رأى میدهند؛ اما اگر احیاناً كسى هم هست كه با نظام اسلامى خیلى دل صافى ندارد، اما براى كشورِ خودش و منافع كشور اهمیت قائل است، او هم بیاید. لابد بعضىها از این مجموعه بودند و آمدند. این نشاندهندهى چیست؟ نشاندهندهى این است كه حتّى كسانى كه طرفدار نظام هم نیستند، به نظام اعتماد دارند؛ آنها هم میدانند كه نظام جمهورى اسلامى منافع كشور را و عزت ملى را میتواند حفظ كند و از آن دفاع كند. مشكل دولتها در كشورهاى مختلف این است كه در مقابل هجمههاى جهانى، در مقابل طمعورزان بینالمللى، قادر نیستند از ملتشان، از منافعشان، از عزتشان دفاع كنند. جمهورى اسلامى، استوار و مستحكم مثل شیر در مقابل دشمنان ایستاده، از منافع ملت دفاع میكند؛ این را حتّى آن كسانى هم كه احیاناً آمدند رأى دادند، اما به نظام اعتقادى هم نداشتند، با این كارِ خودشان تصدیق كردند؛ نشان دادند كه اعتماد به نظام جمهورى اسلامى، عمومى است. این هم یك نكته، كه خیلى مهم است.

 یك نكتهى دیگرى كه در این انتخابات بود و غالباً مورد غفلت قرار میگیرد، این است كه این انتخابات، انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات شوراها با هم بود. انتخابات ریاست جمهورى در بسیارى از كشورها با درگیرى و مخاصمه و دعوا و كتككارى و احیاناً خونریزى انجام میگیرد. انتخابات شوراها در مناطق دوردست، از انتخابات ریاست جمهورى هم از این جهت حساستر است. در فلان روستا، در فلان شهر كوچك، بین دو طایفه، بین بالاى ده و پائین ده، بین گروههاى مختلف در یك روستا یا یك شهر كوچك، امكان درگیرى و امكان مخالفت وجود دارد. در این كشور وسیع، در این خاك پهناور، در این دهها هزار شهر و روستا در سراسر كشور، یك حادثه كه نشاندهندهى ناامنى در این كشور باشد، اتفاق نیفتاد و گزارش نشد. این چیز كوچكى است؟ «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان». امنیت براى یك ملت جزو اساسىترین نیازها است. اگر امنیت بود، پیشرفت به وجود مىآید، علم رشد میكند، اقتصاد شكوفائى پیدا میكند، سازندگى كشور امكان پیدا میكند. امنیت به این گستردگى در این كشور، خودش را در این انتخابات نشان داد. هرچه میخواستند دستگاههاى امنیتى كشورمان با تبلیغات بگویند، نمیتوانستند این حقیقت را به این روشنى بیان كنند كه انتخابات بیان كرد. این انتخابات نشان داد كه بحمدالله در این كشور، به خاطر همراهى مردم، به خاطر هوشیارى مسئولان امور، در بخشهاى مختلف و در سراسر كشور - كشور به این بزرگى - امنیت خوبى برقرار است. این هم یك نكته است.

 یك نكتهى دیگرى كه در این انتخابات به نظر بنده برجسته بود و جا دارد كه انسان خدا را شكر كند، این بود كه بعد از انتخابات، نامزدهاى مختلف با نجابت و قانونپذیرى در این قضیه عمل كردند و واكنش نشان دادند؛ این خیلى چیز مهمى است. رفتند با رئیس جمهور منتخب، برادرانه و دوستانه دیدار كردند و به او تبریك گفتند، اظهار خرسندى كردند. بنده لازم است از این حضرات تشكر كنم. این است كه كام مردم را شیرین میكند، این است كه موجب میشود مردم احساس كنند موفقیت به دست آوردهاند. حالا اگر بدقلقى نشان میدادند، در این قضایا رفتار نانجیبانه میكردند، یك چیزى را بهانه میكردند، دعوائى راه مىانداختند - كه دعوا را به هر بهانهاى میشود راه انداخت - كام مردم تلخ میشد. اینكه ما بارها و به تكرار از حوادث سال ۸۸ شكایت كردیم، گله كردیم، انتقاد كردیم، به خاطر این است. در یك انتخابات باعظمت و باشكوه، مردم احساس پیروزى میكنند؛ بعد یك نفر، دو نفر، چهار نفر آدم بیایند كام مردم را تلخ كنند؛ در حالى كه راه براى قانونگرائى وجود دارد. این، آن سال اتفاق افتاد؛ كام مردم تلخ شد، شیرینى انتخابات از مردم دریغ داشته شد؛ در انتخابات امسال نه، بحمدالله كام مردم شیرین شد، مردم شادى كردند. رفتار باید قانونمدارانه باشد. اینكه ما این همه تأكید كردیم بر این كه قانون را رعایت كنید، این نتیجهاش است. وقتى قانون رعایت شد، دهن مردم شیرین میشود، دل مردم شاد میشود. این باید براى همیشه براى ما درس باشد. مردم هم در اینجور قضایا تفرّس میكنند، نگاه میكنند، چهرههاى سیاسى را شناسائى میكنند. آن چهرهى سیاسىاى كه با نجابت، با قانونمدارى در قضایا برخورد میكند، مردم از او خوششان مىآید. آن كسانى كه به قانون بىاعتنائى میكنند، واگرائى از قانون میكنند - به هر بهانهاى - آنها را هم مردم شناسائى میكنند؛ از آنها بدشان مىآید. این هم یك نكتهى اساسى است.

 به هر حال انتخابات حقیقتاً یك پدیدهى برجسته و مهم بود؛ و این فضل الهى بود، لطف پروردگار بود كه دلهاى ملت را هدایت كرد و نیروهاى عظیم مردم وارد صحنه شدند و این حماسه را به وجود آوردند. انتخابات حقیقتاً حماسه شد؛ مردم همان چیزى را كه آرزوى خیرخواهان بود كه یك حماسهى سیاسى به وجود بیاید، تحقق دادند.

 حالا هم باید به آن كسى كه منتخب مردم است، همه كمك كنند، دستگاههاى مختلف كمك كنند؛ این عرض ما است. ادارهى امور كشور، برادران و خواهران! كار سختى است. از دور میشود نشست ایرادگیرى كرد. مكرر ما مثال زدیم: یك نفر كنار استخر بنشیند و از آن كسى كه از طبقهى چندمِ این سكّو دارد در آب شیرجه میزند، ایراد بگیرد؛ كه بله اینجا پایش كج شد، اینجا دستش راست نبود، خوب نیامد. ایراد گرفتن، آسان است؛ اما اگر قرار باشد خود ما برویم آن بالا و بخواهیم شیرجه بزنیم، مىبینیم جرأت نمیكنیم. ایراد گرفتن و اعتراض كردن، آسان است. نمیگوئیم كسى ایراد نگیرد، انتقاد نكند، اعتراض نكند؛ چرا، انتقاد كردن و اعتراض كردنِ سالم قطعاً براى پیشرفت كار كشور مفید است؛ اما این را هم باید توجه داشت كه كار اجرائى سخت است. حالا بحمدالله مردم یك رئیس جمهور انتخاب كردند؛ باید همه به این رئیس جمهور كمك كنند. توقعات را هم نباید زیاد دامن زد، نباید در قضایا زیاد شتابزده برخورد و قضاوت كرد، تا انشاءالله كارهاى مهم كشور انجام شود.

 من در مورد اظهاراتى هم كه نامزدهاى محترم در تلویزیون كردند -  قبل از انتخابات عرض كردم - عرایضى دارم؛ فعلاً خیلى مجال نیست انسان تفاصیل را بگوید؛ لیكن یكى از حرفهاى ما همین است. بله، نقاط ضعفى وجود دارد، اما نقاط قوّت را هم باید دید. دولت كنونى هم نقاط قوّت فراوانى دارد، گیرم نقاط ضعفى هم وجود دارد. كدامِ ما در كار كردمان، در عملمان، نقطهى ضعف نداریم؟ نقاط قوّت را هم باید دید. كارهاى مهمى در كشور انجام گرفته است. خدماتى كه شده، كارهاى زیربنائىاى كه انجام گرفته، سازندگىهائى كه انجام گرفته، اینها را نباید ندیده گرفت. اینها در اظهارات نامزدهاى محترم، در برنامههاى دو سه هفتهاىِ تبلیغات انتخابات، غالباً ندیده گرفته میشد. چقدر خوب بود وقتى كه مثلاً معضل اقتصادى را بیان میكنند، گرانى را بیان میكنند، تورم را بیان میكنند - كه البته اینها واقعیت هم دارد - در كنارش كارهائى كه انجام گرفته است، زحماتى كه كشیده شده، اینها را هم بیان میكردند. اینجور برخورد كردن، انصاف است. انسان باید هم جهات مثبت را ببیند، هم جهات منفى را ببیند. البته بدیهى است كسى كه خود را به مردم عرضه میكند، اشكالات موجود را مىبیند، به مردم هم میگوید، این ایرادى ندارد؛ اما در این زمینه نباید مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم باید گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود.

 یك جمله هم در خصوص قضیهى هستهاى عرض كنم - در آینده اگر لازم شد، شاید مفصلتر عرض كنیم - من در سخنرانىِ روز اول سال گفتم جبههى مخالف ما كه عمدتاً منحصر در چند كشور معدودِ زورگو و زیادهخواه است و اسم خودشان را بغلط و بدروغ میگذارند جامعهى جهانى، و در رأس آنها آمریكا است، محرك اصلى هم صهیونیستهایند، مسئلهى اینها این است كه نمیخواهند موضوع هستهاى ایران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هستهاى براحتى حل میشد. بارها تا لحظهى حل پیش رفتیم، امضاء كردند، آژانس هستهاى امضاء كرد؛ قبول كرد كه این اشكالاتى كه وجود داشته، برطرف شده - اینها موجود است، اینها سند است؛ اینها كه قابل انكار نیست - خب باید قضیه تمام میشد، پروندهى هستهاى كشور باید پایان پیدا میكرد. آمریكائىها بلافاصله یك چیز جدید را مطرح كردند، آوردند وسط. نمیخواهند قضیه تمام شود. نمونههاى متعددى را ما در این زمینه داریم. حل مسئلهى هستهاى جمهورى اسلامى، به حسب طبیعت خود، از جملهى كارهاى سهل و آسان و روان است؛ اما وقتى طرف مقابل مایل نیست این قضیه حل شود، خب بله همین جور میشود كه ملاحظه میكنید.

 بنابراین این را باید توجه داشته باشند؛ جمهورى اسلامى در قضیهى هستهاى، هم قانونى عمل كرده است، هم شفاف عمل كرده است، هم از لحاظ استدلالى، منطقى عمل كرده است؛ منتها این یك نقطهاى است كه براى فشار بر جمهورى اسلامى این را مناسب دانستهاند. اگر این هم نباشد، یك قضیهى دیگرى را براى فشار مطرح میكنند. هدف، تهدید است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته كردن است. خودشان گفتند: هدف، تغییر دادن نظام سیاسى و سازوكار سیاسى است. البته در حرفهاى خصوصى كه میزنند، یا گاهى نامه كه مینویسند، میگویند نه، ما نمیخواهیم نظام را تغییر دهیم؛ لیكن در گوشه و كنار حرفهایشان، در اظهاراتشان، در عملكردشان، این مسئله كاملاً روشن است. ملتى كه زیر فرمان آنها نباشد، بر طبق میل آنها عمل نكند، بر طبق سلیقهى آنها در ممشاى خود عمل نكند، مغضوب آنها است. حكومتها و دولتها هم اگر در مقابل آنها مطیع و سربهراه بودند، برایشان مقبولند؛ نه دموكراسى براى آنها اهمیت دارد، نه حقوق بشر اهمیت دارد، نه هستهاى اهمیت دارد. مسئله این است كه جمهورى اسلامى روى پاى خود ایستاده است، با اتكاء به قدرت خود ایستاده است، با اعتماد به خداى متعال ایستاده است، و در جهات مختلف دارد پیشرفت میكند؛ این را اینها نمىپسندند، و نپسندند. البته تجربهى جمهورى اسلامى و تجربهى ملت ایران نشان داد كه در این راه، آن كه پیروز است، ملت ایران است و او است كه به دشمنان خود سیلى خواهد زد.

 راه نظام جمهورى اسلامى، راه خدا است؛ هدفها، هدفهاى الهى است؛ تكیهگاه، ارادهى الهى است؛ و اینچنین راهى هیچ وقت به بنبست منتهى نخواهد شد. این را همه باید بدانند و مطمئن باشند كه به توفیق الهى و به اذنالله بنبستى در راه ما وجود نخواهد داشت. امیدواریم انشاءالله همچنان كه تا امروز ملت ایران روزبهروز پیشرفت كردهاند، بعد از این هم با ابتكار مسئولان، با حركت مسئولان، با همت و توكل مسئولان، این پیشرفت ادامه پیدا كند و همه‌ى ملت ایران مشمول ادعیهى زاكیهى حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) باشند و روح مطهر امام و ارواح شهدا از ما و شماها راضى باشد.
والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته
 
۱) توبه: ۴۷


::
:: مرتبط با: فرهنگی , اجتماعی , سیاسی ,
:: برچسب‌ها: بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائیه‌ , بیانات آقا , بیانات رهبر , سخنان رهبر در دیدار با مسئولان قوه قضائیه , سخنان رهبر در مورد انتخابات , سخنان آقا در مورد انتخابات , سخنان اخیر رهبر در مورد انتخابات , حادثه 7 تیر , هفتم تیر ,
نویسنده : نسیم جمکران
تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1392